تبليغاتX
AvaFakhteh

AvaFakhteh
آوا فاخته 
قالب وبلاگ
 

گفت دعا کنی،
می آید ...
گفتم آنکه با دعایی بیاید
به نفرینی می رود؛
... خواستی بیایی،
با دعا نیا؛
با دل بیا... با دل

 

[ ] [ ] [ فاخته ]

اون که بلندت می کنه، وقتی افتادی.

دنبالت می گرده، وقتی گم شدی.

بیدارت کنه، وقتی خوابی.

نزدیکت باشه، وقتی بهش احتیاج داری.

باهات بخنده، گریه کنه، آرزو کنه، بجنگه و در عوض هیچی نخواد بغیر از خود تو....

بهش می گن دوست؛ ... یه تیکه از زندگیت........
[ ] [ ] [ فاخته ]

دلم برای کودکیم تنگ شده....

برای روزهایی که باور ساده ای داشتم

همه آدم ها را دوست داشتم...

مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم

مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود...

دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم

از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم

تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود

دلم برای خدا تنگ شده ...

 

خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم...

دلم برای کودکیم تنگ شده ...

شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت ...
[ ] [ ] [ فاخته ]

حرف دلت رو امروز بزن !
                  اگر امروز گفتی ...
                           اسمش "حرف دل" است
                                                 اگر نگفتی ...

3692135-md.jpg

 

.                                        فردا می شود

                " درد " دلت

[ ] [ ] [ فاخته ]
مثل رودها

که تقدیرشان دریاست

من به دنبالت هزار تکّه می شوم

هزار کوچه هزار خانه می شوم

پای بغض پنجره ها

هزار نی لبک هزار

عاشقانه می شوم

ذهن شمعدانی ها

از عطر تو لبریز است

من به دنبالت هزار برگ

هزار جوانه می شوم

تن ِ شب

پر از باغ های رؤیائی ست

من به دنبالت هزار گل

هزار پروانه می شوم

مثل تقدیر ِ بی برو برگرد

می دانم عاقبت من به دنبالت

هزار دیوانه می شوم

[ ] [ ] [ فاخته ]
 


گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت جداییها گذشته
باران اشکم روی گور دل چکیده
بر خاک سرد و تیره ای پاشیده شبنم
من دیده بر راه شما دارم که شاید
سر بر کشید از خاکهای تیره غم

**********
من مرغک افسرده ای بر شاخسارم
گلپونه ها گلپونه ها چشم انتظارم
میخواهم اکنون تا سحر گاهان بخوانم
افسرده ام دیوانه ام آزرده ام


**********

گلپونه ها گلپونه ها غمها مرا کشت
گلپونه ها آزار آدمها مرا کشت
گلپونه ها گلپونه ها نامهربانی آتشم زد
گلپونه ها بی همزبانی آتشم زد

**********

گلپونه ها در باده ها مستی نمانده
جز اشک غم در ساغر هستی نمانده
گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست
همدرد دل شب ها به جز فریاد من نیست

**********

گلپونه ها آن ساغر بشکسته ام من
گلپونه ها از زندگانی خسته ام من
دیگر بس است آخر جداییها خدا را
سربر کشید از خاک های تیره غم

**********

گلپونه ها گلپونه ها من بی قرارم
ای قصه گویان وفا چشم انتظارم
آه ای پرستو های ره گم کرده دشت
سوی دیار آشناییها بکوچید
بامن بمانید بامن بخوانید

*********

شاید که هستی راز سر گیرم دوباره
آن شور و مستی را زسر گیرم دوباره
[ ] [ ] [ فاخته ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب


تبادل لینک